Padecky: Shula بخشی از NFL کوه راشمور

“من نمی تواند زخم!” او به من گفت یک بار. “من به زخم!”

برای قرار دادن Shula در چشم انداز او در کوه راشمور از مربیان فوتبال: جورج Halas, والش, Belichick و Shula. وجود دارد بسیاری از ارزش سالن از شهرت مربیان اما افتخار مجموعه به نظر می رسد skyward به این چهار.

وجود دارد مقدار زیادی از ارزش سالن از شهرت بازیکنان بیس بال, اما همه آنها در حال نگاه کردن به کوه راشمور: ویلی میز, دخترک معصوم, اموزش شنی Koufax جکی رابینسون.

NBA مشابه مشخصات: Magic Johnson, Michael Jordan, Wilt Chamberlain لری پرنده.

که فضایی که در آن Shula سفر کرد. او بدون همکار. به عنوان شدید به عنوان او بود Shula نبود یک تسویه حساب یک ترفند. او برنده با سه سالن از شهرت quarterbacks با سبک های مختلف. جان Unitas بود و از رهگذر متعادل جرم. Griese فرار یک تیم در حال اجرا. دن مارینو انداخت توپ بهتر از هر کسی.

که فک jutted بیرون آمده است چیز دیگری در پشت آن علاوه بر سفید داغ گرما.

“شما می توانید به ما صبح روز دوشنبه بازی فیلم بررسی اگر شما می خواهید” Shula از من خواست یک بار.

من رفت و هرگز. من نمی دانم چرا. من نمی دانم که چگونه غیر معمول است که بود. من فکر کردم همه مربیان انجام دادیم. تا آنجا که من می دانم هیچ یک از مربیان دیگر انجام دادیم. البته من می توانم از Belichick. خواهد بود که یک حافظه Belichick تماس امدادگران به من را به یک بیمارستان برای ارزیابی بیشتر.

اما Shula. او برای درخواست اجازه برای بسیاری از چیزها است. او آنچه غرایز خود را به او گفت. او تا به حال او را در داخل یک قطب نمای همه به خود. آن اشاره کرد و در یک جهت است که او بود و او به تنهایی. او را به رابطه جنسی داغ و به عنوان او آن روز با من و سپس آن را بیش از. او هرگز انجام کینه. او هرگز اجازه دهید هر چیزی ماندند. مقابله با آن را در حال حاضر مناسب احساسات حتی اگر که احساسات بود قاتلی دیوانه خشم که احساس مانند آن را به حال خود سیستم آب و هوا. و سپس آن را بیش از. رفته است. Poof. ملاقات هرگز کسی مانند او. Shula نیست برای همه است.

اما او برای من بود. در سال 1976 من تا به حال پذیرفته شده در یک روزنامه کار در جنوب کالیفرنیا و رفتم دلفین اردوگاه یکی از آخرین زمان برای خداحافظی به او. من تا به حال شده است در ضرب و شتم برای تنها دو و نیم سال و در عین حال …

“شما به من آموخت,, زیادی,,” من گفت: Shula. “شما به من آموخت برای بهتر خبرنگار آماده بودن انجام مشق شب خود را. شما متنفر سوال احمقانه است. شما متنفر سوال که به وضوح baited سوالات به غیرقانونی یک ضربه ساخته شده است که 10 اخبار ساعت. شما هرگز دچار احمق و شما متنفر tippy-پنجه سوال که فاقد جهت و اعتقاد. شما مستقیم و احترام همان. با تشکر از شما مربی است.”

هرگز او را به نام هر چیز دیگری. او اولین مربی است. او اولین مربی من تو را دیدم که من را متقاعد چگونه یک رهبر می تواند تفاوت را. نه سرپرست. نه کسی که در تلاش به رزومه کاری خود را. نه کسی که در راه خود را به جایی دیگر. نه کسی که اعطا شد به نفع زیرا او می دانست کسی که کسی می دانستند. نه کسی که می خواستم به مطمئن شوید که بازیکنان او را دوست داشتم.

این بود که ذات: اگر شما به من گوش شما برنده شوید. و سپس شما مثل من.

“من به عنوان ظریف به عنوان یک پانچ در صورت” همین Shula گفت.

بله که درست بود. اما بود که خود را در راه منحصر به فرد از شما درخواست به توجه. اگر شما, شما ممکن است رفتن به یکی از شش سوپر کاسه یا بخشی از یکی از 347 پیروزی. اگر شما توجه شما را ممکن است طرفدار فوتبال را به سالن از شهرت (16 از بازیکنان خود را). اگر شما توجه شما خواهد آموخت که هرگز برای پرسیدن خالی سوال.

“این یک بازی دشوار است. نه؟”

نه به عنوان ناخوشایند سرزنده به عنوان شما در حال پیدا کردن.

به نظر نوشتن به [email protected]

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de